پسرم ارشیاپسرم ارشیا، تا این لحظه: 20 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره
دخترم هانیادخترم هانیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره

یادداشتهای مامان

نتم خرابه.....

سلام فندق های مامان .....    بعد از یه وقفه خیلی طولانی اومدم بگم که عزیزانم اگه میبینید مامان نمیاد زود به زود وبتونو اپ کنه براتون دلیلش این نیست که یادم میره یا وقت نمیکنم جوجه هام . چون نت ندارم نتم مشکل پیدا کرده و نمیتونم نتم رو فعال کنم به خاطر همین نمیتونم براتون مطلبی رو بنویسم که به یادگار بمونه براتون . ولی بدونین که مطلب های زیادی تو ذهنم هست که براتون بنویسم انشالله نتم که درست شد میام و وبتونو سرو سامون میدم فندق هام . الانم هم از خونه ی باباجون دارم براتون مینویسم . یه جورایی فرصت رو غنیمت شمردم ....  خوب جوجوهام انشالله مامان به زودی با دست پر میاد سر وقت وبتون. کلی عکس و مطلب از تولد به یاد موندنیتون دار...
22 شهريور 1395

پس از مدتی طولانی ....

سلام فندق های مامانی ....   بعد از یه وقفه ی نسبتا طولانی اومدم عزیزانم.  خوب جونم براتون بگه که تو این مدتی که نت نداشتم. اتفاقات نسبتا زیادی افتاد . از همش مهمتر اینکه تولد مامانی بود توی چهاردهم خرداد که البته همزمان با تولد مامانی تولد دایی    رضاتون، هم هست که خدا رحمتش کنه . با رفتنش این روز هم از توی تقویم مامانی پاک شد .  الان تقریبا یه ماهی میشه که اسباب کشی کردیم و جابجا شدیم اومدیم همسایه ی عمو رضا    شدیم و تو و هانی هم از صبح تا شب با امیرعلی سرگرم بازی هستین و عصرا هم همتون با هم  میرین تو کوچه و با پسر خاله های امیر علی دوچرخه سواری  میکنید خلاصه که خوش  &nb...
13 تير 1395

اسباب کشی ...

سلام جوجوهای مامانی ....      اومدم بهتون بگم که تو این مدتی که پیدام نبود درگیر اسباب کشی بودیم و بالاخره    جابجا شدیم و الان تو یه خونه ی جدید هستیم .      اینجا  نت ندارم که بتونم براتون مطلب بذارم پس اگه یه مدتی پیدام نشد دعوام نکنین     دعوام نکنین  د ...
16 خرداد 1395

آدمی....

  فرزندان مهربونم .....   خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه کند .....           و رفتنش چیزی از آن کم .....   حضور آدمی باید وزنی در این دنیا داشته باشد   باید که جای پایش در این دنیا بماند .....     آدم خوب است که آدم بماند و آدم تر از این دنیا برود ....   نیامده ایم تا جمع کنیم      آمده ایم تا ببخشیم     آمده ایم تا عشق را .         ایمان را .        دوستی را ....
24 ارديبهشت 1395

ارشیا گلی تبریک ....

  سلااااااام جوجوهای مامانی ....   اومدم تا از ارشیا گلی تشکر کنم به خاطر اینکه تونست تو مسابقات انشا مقام دوم رو به دست بیاره و تو مسابقات نقاشی همگانی هم مقام اول رو به دست آورده .   مامانی به داشتن پسر گلی همچون ارشیا گلی افتخار میکنه و به خودش می باله که خدای مهربون همچین پسر باهوش و خوبی رو بهش هدیه داده ...   شما دو تا جوجه ها مایه ی افتخار و سر بلندیه مامان و بابا هستین و مامان و بابایی هم همیشه شکر گذار خدای مهربون هستن به خاطر جوجه هاشون .   چند وقت پیش هم ارشیا گلی از طرف مدرسش رفته بود اردو   کلی بهش خوش گذشته بود و کلی هم بازی کرده بود وقتی...
15 ارديبهشت 1395

همسر مهربونم روزت مبارک ....

    همسر خوب و مهربونم روزت مبارک ...   خوشحالم که هستی و تکیه گاه من توی تمام مراحل زندگیمی ارشیا گلی و هانیا گلی به داشتن همچین پدر خوب و مهربونی افتخار میکنن و به خودشون می بالن که تو باباشون هستی .   همسر مهربانم بمان تا بمانم ...                            باش تا باشم ....   نفس من به نفسهای تو بنده . پس هیچ وقت نفس منو نگیر ازم .                ...
5 ارديبهشت 1395

روز پدر مبارک....

سلام فندق های مامانی ....   امروز اومدم تا اینجا از بابای خوب و مهربونم تشکر کنم و روز پدر رو به بابای مهربونم تبریک بگم و بگم بابایی خیلی دوست دارم . وجود تو باعث آرامش من و اعتبار تو باعث اعتماد به نفس من هست و خوشحالم که هستی باباجون خوبم .   انشالله که همیشه سالم و سرزنده باشی و سایت سالهای سال بالای سرم باشه و منم بهت افتخار کنم ...                                             ...
5 ارديبهشت 1395

این روزهای جوجوها ....

سلام جوجوهای خوشگلم ....   مامانی بازم با کمی تاخیر اومد سراغ وبتون... جونم براتون بگهکه تو این مدت که نیومدمو چیزی ننوشتم براتون اتفاق خاصی نیوفتاده کهبشه اونو به عنوان یه خاطره ثبت کرد . فقط اینکه کم کم امتحانات پایان ترم ارشیا گلی شروع میشه و 30 اردیبهشت هم مدرسش تموم میشه . کلاس زبانت هم ترم جدیدت رو شروع کردی ولی چون ما باید خونمون رو جابه جا کنیم مجبور شدی ترم سه ماهه رو یک ماهه فشرده کار کنی و امتحان فاینالشو هم بدی ... تا انشالله ترم جدید رو جای دیگه نزدیک خونه ی جدیدمون ثبت نامت کنم عزیز دلم و اما هانیا گلی .... شما هم خوشگل مامان کلاس آی مت ترم قبلت ت...
29 فروردين 1395

روز مادر مبارک ....

    مادر که میشوی تمام زندگیت میشود دعا و التماس و خواهش از خدا برای عاقبت  به خیر شدن فرزندت ....   مادر که میشوی بهترین هدیه برایت میشود سلامتی جسم و روح فرزندت ....   مادر که میشوی بیشتر فکر میکنی ب مادرت ... مادر بزرگت ... و اینکه آنها چه سختی ها کشیده اند و چه آرزوهایی داشتند ....   مادر که میشوی غم و اندوه و شادیت هم رنگ دیگری میگیرد و همه ی اینها گره میخورند به حال فرزندت ....     مادر که میشوی کوه های تمام عالم بر سرت خراب میشود وقتی به اندازه ی نیش سوزنی خاری در پای فرزندت میرود ....     مادر که میشوی صبور...
14 فروردين 1395

پایان سال 94....

سلااااااااااام فندق های مامانی..... این آخرین یادداشت مامانی توی سال 94 برای شما جوجوهام هست و بقیه ی یادداشت هام توی سال جدید هست انشالله .... الهی که مامانی فداتون بشه سال 94 با همه ی خوبی ها و بدی هاش و خاطره های خوب و بدش و اتفاق های خوب و بدش تموم شد و الهی که توی سال جدید سال 95 همش اتفاق های خوب بیفته و خاطره های خوب ثبت بشه و توی سال 96 به خوبی ازش یاد کنیم .... انشاااااالله...   خوب فندق های مامان . کارای مامانی دیگه تقریبا تموم شدن و خریدهای شما هم بالاخره تموم شد و از دست شلوغی های شهر راحت شدیم .     امسال سال تحویل ساعت 8 صبح هست و ما همیشه خونه ی ...
28 اسفند 1394